ما در خارج از کشور نمیتوانیم موقعیت داخل رو درک کنیم کسانی که تازه از ایران امدن مگویند مردم سکوت کردن چون نفس کشیدن را گرفتن حتا کوچکترین حرکتی سرکوب میشودوبیشتر ازادیخواهان در زندان هستند
شما همان نگرانی من را بیان کردید، با وجودی که من به آقایان موسوی و کروبی احترام می گذارم و معتقد به وحدت هستم. اما این بازگشت به جمهوری اسلامی مرا هم خیلی نگران می کند.
آقای همایون لطفا این پیام را به گوش آقای نوریزاده و دیگران برسانید:
آقایان من فکر میکنم که شما هر دو تا حدودی درست می گویید. آقای نوریزاده نگران هستند که این صحبت ها درباره ی منشور و اجرای قانون اساسی و غیره باعث از هم پاشیدگی جنبش بشود. اما من میگویم که توجه نکردن به خواسته های تعداد بسیاری از مردم هم که می خواهند نوع حکومت به رفراندم سپرده شود هم میتواند قویا باعث دلسردی آنان و عدم حضور در جنبش شود چرا که مردم فکر میکنند دوباره حاصل تلاشها و جانفشانیهایشان به یغما خواهد رفت. فقط ما نیستیم که باید با اصلاحطلبان همکاری کنیم آنها هم باید همکاری کنند. چه کسی گفته است که اکثریت مردم با اصلاحطلبان هستند؟ این را با رفراندم میشود معلوم کرد. آقای نوریزاده فکر میکنم که شما متوجه ی لب سخن اقای همایون نشده اید. باید روشنی در اعلام خواسته ها ی هر کس از فعالان سیاسی و رهبران باشد. این یک واقعیت است که آقایان کروبی و موسوی و گردانندگان سایتهای آنان بارها گفته اند که می خواهند وضعیت به زمان خمینی برگردد، کسی نمیتواند آنرا انکار کند ویا تغییر دهد. فقط خود آن آقایان میتوانند اینکار را بکنند. “این خواسته ی شما است که نتیجه ی این خیزش به تغییر نوع حکومت به غییر دینی باشد نه آنچه که اصلاحطلبان و رهبران جنبش سبز می خواهند و اعلام میکنند.” به این نکته ی مهم توجه داشته باشید.
حتا در معنی کلمه اصلاحطلب به کسی که میخواهد نوع حکومت (مثلا از دینی به سکولار) تغییرکند نمی تواند اطلاق شود. آقایان موسوی و کروبی حتا در آخرین اعلامیه اشاره ای به رای مردم مبنی برتغییر قانون اساسی نکرده اند. در صورتی که حتا آقای حسین نوه ی خمینی مدتها پیش این را حق مردم اعلام کرده که با رفراندم نوع حکومت را تغییر دهند. آقایان موسوی و کروبی و همسران ایشان بیشتر از بقیه ی مردم ایران در خطر نیستند که مجبور باشند خواسته ی واقعی خود را پنهان کنند و بنا بر مصلحت اندیشی اعلامیه بدهند. در صورتی که آن شاعران بزرگ با آن شجاعت حرفشان را میگویند و همینطور بسیاری دیگر. در ضمن توجه شما را به این نکته جلب میکنم که در زمان خمینی جنایات غیر قابل انکار و آشکاری رخ داده که آن زمان را غیر قابل دفاع میکند و در این حال این رهبران مردم را به بازگشت به آن زمان دعوت میکنند. اصلاحطلبان حق دارند مانند بقیه ی گروهها، از دید من البته، در تعیین نوع حکومت در رفراندم شرکت کنند. توجه کنید که کاری که آنها دارند میکنند در واقع دور زدن از خواست مردم مبنی بربرپایی رفراندمی دوباره برای تعیین دوباره ی نوع حکومت که خود امام راحلشان هم آنرا حق مردم اعلام کرده، و جهش از یک نوع جمهوری اسلامی به نوعی دیگر از جمهوری اسلامی است. لزومی هم ندارد که همه ی مردم ایران این رفراندم را بخواهند، تعدادی از مردم هم که بخواهند نشان میدهد که واضح نیست که اکثریت چه میخواهدو باید روشن شود.
در زمانی که حتا در کشور لیبی سرنگونی حکومت ممکن است چرا در ایران نباشد؟ اصلاحطلبان دارند بر حرکت مردم ترمز میگذارند. وگرنه مردم همان پارسال هدفشان سرنگونی بود. من پیشنهادم این است که فعالان غیر اصلاحطلب باید اصلاحطلبان را به همکاری برای براندازی وبرپایی رفراندمی دوباره برای تعیین نوع حکومت بخوانند. اگر آنها به دموکراسی معتقدند پس قبول میکنند. آنچه الان اتفاق میافتد این است که دیگر گروهها از خواست خود به نفع اصلاحطلبان میگذرند و این غلط است. آنچه که به صلاح ایران و ایرانی است همکاری بدون چون و چرا با اصلاحطلبان نیست بلکه همکاری صادقانه ی همه ی گروههای سیاسی با هم است.
این یک ناحقی بزرگ است که ایرانیان ساکن خارج را از تعین سرنوشت کشور محروم کرد. آنها هنوز ایرانی هستند وتقریبا همه هنوز تبعه ی ایرانند. حتا دارند کشته برای این جنبش میدهند، ما به اجبار از ایران رفته ایم نه دلخواه، زادگاه ما آنجاست، خانواده های ما و تاریخ ما. همان اصلاحطلبان هم دارند یکی یکی مجبور به مهاجرت می شوند و در این موضوع فرقی با بقیه ندارند. همه ی ما از ایران حق داریم و نیز وظیفه.
آقای نوریزاده، منظوراقای همایون، اگر درست نامشان را گفته باشم، خراب کردن وجهه ی اقایان موسوی و کروبی نبود. ایشان و نیز من شجاعت و صداقت آنها را تحسین میکنیم. موضوع چیز دیگری است و آن متوجه کردن همگی به این نکته است که:
آیا میخواهید از تعیین دوباره ی نوع حکومت با رفراندم بگذرید وفقط ازیک نوع جمهوری اسلامی به نوعی دیگر از جمهوری اسلامی کشور را گذر دهید؟
لطفا این را هم باز برای ایشان بفرستید در عین حالی که شما هم میخواستم اینرا بخوانید. سپاسگذار
آقای نوریزاده ی عزیز،
من یکی از طرفداران شما هستم و هر روز به برنامه هایتان گوش میدهم و اکثرا با شما در مسائل هم عقیده هستم. از طرفداران جنبش سبز هم هستم گرچه بعضی از طرفداران جنبش سبز من را به عنوان یکی از انها ممکن است قبول نداشته باشند. اصولا تعین اینکه چه کسی از جنبش سبز است یا این جنبش به چه کسانی تعلق داردکمی مشکل است. اصلاحطلبان جنبش سبز را متعلق به موسوی و اطرافیان او وطرفدارانش میدانند و کسانی هم که اصولا به جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند هم خود را از جنبش سبز میدانند. در حالی که عده ای از آن اطرافیان موسوی یا طرفداران حلقه های دورتر او چند بار در باره ی اینکه چه کسانی را نباید به جنبش راه داد سخن گفته اند. نهایتا به نظر من مهم رنگ جنبش نیست بلکه ماهیت مردمی آن مهم است و اینکه این مردم بدون شک آرمانها و باورهای متفاوت دارند.
آیا اصلاحطلبان و همینطور دیگر گروهها میخواهند به تنهایی با این حکومت مبارزه کنند و یا به همراهی یکدیگر. نگرانی من این است که حد اقل عده ای از اصلاحطلبان نمی خواهند گروههای دیگر را به خود راه دهند ویا ممکن است که قصد داشته باشند از دیگر گروهها فعلا استفاده کرده و بعدا آنها را به شکلی یا خانه نشین کنند.عده ای از آنها هم به نظر میرسد که از اینکه باگروههایی که از طرفداران جمهوری اسلامی اصلی مورد نظرشان هستند مشاهده شوند ابا دارند.
در هر صورت آنچه که مورد نظرم است که با شما در میان بگذارم نگرانی از تمایل اصلاحطلبان که به نظر میرسد شامل آقایان کروبی و موسوی و مشاوران آنها میشود به دور زدن از سرنگونی این رژیم و برپایی یک رفراندم آزاد برای تعین دوباره ی نوع حکومت است. این به عقیده ی من نه یک گمان بلکه با استناد به منشورها و بیانیه های متعدد این گروه یک یقین است. در صورتی که آین آقایان به تازگی بعد از انتشار آخرین منشورشان تغییر نظر داده اند، به چه شکل میتوان از آن اطلاع پیدا کرد و چه تضمینی برای ااینکه خود موسوی و کروبی هم تغییر نظر داده اند هست. با توجه به اینکه حتا آخرین منشور ایشان بعد از قطع کامل ارتباط آنها با مردم انتشار داده شده اسنت.
در اینجا یک سوال اساسی دارم. آیا ما تنها به رهبری موسوی و کروبی واقعا نیاز داریم؟ آیا نمیتوان یک کمییته ی رهبری متشکل از همه ی گروههای مخالف (شامل آقایان موسوی و کروبی و یا مشاوران آنها در شرایط موجود) تاسیس کرد؟ آیا فکر نمیکنید که مردم ایران چه در خارج و چه در داخل به یک رهبری کاملتر که دربرگیرنده ی همه ی اقشار مردم باشد نیاز دارند؟ آیا فکر نمیکنید که در آن صورت تعداد بیشتری مایل به مشارکت در اعتراضات خواهند بود؟ چرا که خواسته های خود را نیز بیان شده میبینند و بنابراین تعداد بیشتری از مردم جنبش را متعلق به خود دانسته و در آن شرکت خواهند کرد و احتمال بیشتری برای اینکه هیچ گروهی دیگران را حذف نکند خواهد بود. آیا فکر میکنید که مردم ما به آن درجه از بلوغ فکری و سیاسی نرسیده اند که رهبری چنین کمییته ای را قبول داشته باشند؟ من فکر میکنم که مردم به آن درجه از بلوغ رسیده اند و امیدوارم که فعالان سیاسی هم رسیده باشند.
من از ابتدای شروع این جنبش همواره در تظاهرات با رنگ سبز شرکت کرده ام و در خانه ام بر روی میزم پرچم سه رنگ شیر و خورشید با نواری سبز بر روی آن قرار دارد، اما نام “جنبش مردمی ایران” به نظر من یک نام زیبا و کاملتری میآید.
امیدوارم برای اظهار نظرهای برخاسته از دلهای نگران و تپنده برای کشور و مردممان جایی از توقف و تفکر داشته بتشید.
ارادتمند شما،
فریبا نیکجو
ببخشید من در بالا در اولین نامه اشتباها در” عده ای از آنها هم به نظر میرسد که از اینکه باگروههایی که از طرفداران جمهوری اسلامی اصلی مورد نظرشان هستند مشاهده شوند ابا دارند” هستند نوشته ام در صورتی که نیستند منظورم بود.
mp3 این video upload
http://www.filesonic.com/file/129523861
ما در خارج از کشور نمیتوانیم موقعیت داخل رو درک کنیم کسانی که تازه از ایران امدن مگویند مردم سکوت کردن چون نفس کشیدن را گرفتن حتا کوچکترین حرکتی سرکوب میشودوبیشتر ازادیخواهان در زندان هستند
زنده باد
شما همان نگرانی من را بیان کردید، با وجودی که من به آقایان موسوی و کروبی احترام می گذارم و معتقد به وحدت هستم. اما این بازگشت به جمهوری اسلامی مرا هم خیلی نگران می کند.
ba tashakor,chera ke tamame sokhananetan joz harfe del nist.
ba sepass va deood be sharafetan
آقای همایون لطفا این پیام را به گوش آقای نوریزاده و دیگران برسانید:
آقایان من فکر میکنم که شما هر دو تا حدودی درست می گویید. آقای نوریزاده نگران هستند که این صحبت ها درباره ی منشور و اجرای قانون اساسی و غیره باعث از هم پاشیدگی جنبش بشود. اما من میگویم که توجه نکردن به خواسته های تعداد بسیاری از مردم هم که می خواهند نوع حکومت به رفراندم سپرده شود هم میتواند قویا باعث دلسردی آنان و عدم حضور در جنبش شود چرا که مردم فکر میکنند دوباره حاصل تلاشها و جانفشانیهایشان به یغما خواهد رفت. فقط ما نیستیم که باید با اصلاحطلبان همکاری کنیم آنها هم باید همکاری کنند. چه کسی گفته است که اکثریت مردم با اصلاحطلبان هستند؟ این را با رفراندم میشود معلوم کرد. آقای نوریزاده فکر میکنم که شما متوجه ی لب سخن اقای همایون نشده اید. باید روشنی در اعلام خواسته ها ی هر کس از فعالان سیاسی و رهبران باشد. این یک واقعیت است که آقایان کروبی و موسوی و گردانندگان سایتهای آنان بارها گفته اند که می خواهند وضعیت به زمان خمینی برگردد، کسی نمیتواند آنرا انکار کند ویا تغییر دهد. فقط خود آن آقایان میتوانند اینکار را بکنند. “این خواسته ی شما است که نتیجه ی این خیزش به تغییر نوع حکومت به غییر دینی باشد نه آنچه که اصلاحطلبان و رهبران جنبش سبز می خواهند و اعلام میکنند.” به این نکته ی مهم توجه داشته باشید.
حتا در معنی کلمه اصلاحطلب به کسی که میخواهد نوع حکومت (مثلا از دینی به سکولار) تغییرکند نمی تواند اطلاق شود. آقایان موسوی و کروبی حتا در آخرین اعلامیه اشاره ای به رای مردم مبنی برتغییر قانون اساسی نکرده اند. در صورتی که حتا آقای حسین نوه ی خمینی مدتها پیش این را حق مردم اعلام کرده که با رفراندم نوع حکومت را تغییر دهند. آقایان موسوی و کروبی و همسران ایشان بیشتر از بقیه ی مردم ایران در خطر نیستند که مجبور باشند خواسته ی واقعی خود را پنهان کنند و بنا بر مصلحت اندیشی اعلامیه بدهند. در صورتی که آن شاعران بزرگ با آن شجاعت حرفشان را میگویند و همینطور بسیاری دیگر. در ضمن توجه شما را به این نکته جلب میکنم که در زمان خمینی جنایات غیر قابل انکار و آشکاری رخ داده که آن زمان را غیر قابل دفاع میکند و در این حال این رهبران مردم را به بازگشت به آن زمان دعوت میکنند. اصلاحطلبان حق دارند مانند بقیه ی گروهها، از دید من البته، در تعیین نوع حکومت در رفراندم شرکت کنند. توجه کنید که کاری که آنها دارند میکنند در واقع دور زدن از خواست مردم مبنی بربرپایی رفراندمی دوباره برای تعیین دوباره ی نوع حکومت که خود امام راحلشان هم آنرا حق مردم اعلام کرده، و جهش از یک نوع جمهوری اسلامی به نوعی دیگر از جمهوری اسلامی است. لزومی هم ندارد که همه ی مردم ایران این رفراندم را بخواهند، تعدادی از مردم هم که بخواهند نشان میدهد که واضح نیست که اکثریت چه میخواهدو باید روشن شود.
در زمانی که حتا در کشور لیبی سرنگونی حکومت ممکن است چرا در ایران نباشد؟ اصلاحطلبان دارند بر حرکت مردم ترمز میگذارند. وگرنه مردم همان پارسال هدفشان سرنگونی بود. من پیشنهادم این است که فعالان غیر اصلاحطلب باید اصلاحطلبان را به همکاری برای براندازی وبرپایی رفراندمی دوباره برای تعیین نوع حکومت بخوانند. اگر آنها به دموکراسی معتقدند پس قبول میکنند. آنچه الان اتفاق میافتد این است که دیگر گروهها از خواست خود به نفع اصلاحطلبان میگذرند و این غلط است. آنچه که به صلاح ایران و ایرانی است همکاری بدون چون و چرا با اصلاحطلبان نیست بلکه همکاری صادقانه ی همه ی گروههای سیاسی با هم است.
این یک ناحقی بزرگ است که ایرانیان ساکن خارج را از تعین سرنوشت کشور محروم کرد. آنها هنوز ایرانی هستند وتقریبا همه هنوز تبعه ی ایرانند. حتا دارند کشته برای این جنبش میدهند، ما به اجبار از ایران رفته ایم نه دلخواه، زادگاه ما آنجاست، خانواده های ما و تاریخ ما. همان اصلاحطلبان هم دارند یکی یکی مجبور به مهاجرت می شوند و در این موضوع فرقی با بقیه ندارند. همه ی ما از ایران حق داریم و نیز وظیفه.
آقای نوریزاده، منظوراقای همایون، اگر درست نامشان را گفته باشم، خراب کردن وجهه ی اقایان موسوی و کروبی نبود. ایشان و نیز من شجاعت و صداقت آنها را تحسین میکنیم. موضوع چیز دیگری است و آن متوجه کردن همگی به این نکته است که:
آیا میخواهید از تعیین دوباره ی نوع حکومت با رفراندم بگذرید وفقط ازیک نوع جمهوری اسلامی به نوعی دیگر از جمهوری اسلامی کشور را گذر دهید؟
بسیار سپاسگذارم از توجه شما،
ارادتمند
فریبا نیکجو
لطفا این را هم باز برای ایشان بفرستید در عین حالی که شما هم میخواستم اینرا بخوانید. سپاسگذار
آقای نوریزاده ی عزیز،
من یکی از طرفداران شما هستم و هر روز به برنامه هایتان گوش میدهم و اکثرا با شما در مسائل هم عقیده هستم. از طرفداران جنبش سبز هم هستم گرچه بعضی از طرفداران جنبش سبز من را به عنوان یکی از انها ممکن است قبول نداشته باشند. اصولا تعین اینکه چه کسی از جنبش سبز است یا این جنبش به چه کسانی تعلق داردکمی مشکل است. اصلاحطلبان جنبش سبز را متعلق به موسوی و اطرافیان او وطرفدارانش میدانند و کسانی هم که اصولا به جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند هم خود را از جنبش سبز میدانند. در حالی که عده ای از آن اطرافیان موسوی یا طرفداران حلقه های دورتر او چند بار در باره ی اینکه چه کسانی را نباید به جنبش راه داد سخن گفته اند. نهایتا به نظر من مهم رنگ جنبش نیست بلکه ماهیت مردمی آن مهم است و اینکه این مردم بدون شک آرمانها و باورهای متفاوت دارند.
آیا اصلاحطلبان و همینطور دیگر گروهها میخواهند به تنهایی با این حکومت مبارزه کنند و یا به همراهی یکدیگر. نگرانی من این است که حد اقل عده ای از اصلاحطلبان نمی خواهند گروههای دیگر را به خود راه دهند ویا ممکن است که قصد داشته باشند از دیگر گروهها فعلا استفاده کرده و بعدا آنها را به شکلی یا خانه نشین کنند.عده ای از آنها هم به نظر میرسد که از اینکه باگروههایی که از طرفداران جمهوری اسلامی اصلی مورد نظرشان هستند مشاهده شوند ابا دارند.
در هر صورت آنچه که مورد نظرم است که با شما در میان بگذارم نگرانی از تمایل اصلاحطلبان که به نظر میرسد شامل آقایان کروبی و موسوی و مشاوران آنها میشود به دور زدن از سرنگونی این رژیم و برپایی یک رفراندم آزاد برای تعین دوباره ی نوع حکومت است. این به عقیده ی من نه یک گمان بلکه با استناد به منشورها و بیانیه های متعدد این گروه یک یقین است. در صورتی که آین آقایان به تازگی بعد از انتشار آخرین منشورشان تغییر نظر داده اند، به چه شکل میتوان از آن اطلاع پیدا کرد و چه تضمینی برای ااینکه خود موسوی و کروبی هم تغییر نظر داده اند هست. با توجه به اینکه حتا آخرین منشور ایشان بعد از قطع کامل ارتباط آنها با مردم انتشار داده شده اسنت.
در اینجا یک سوال اساسی دارم. آیا ما تنها به رهبری موسوی و کروبی واقعا نیاز داریم؟ آیا نمیتوان یک کمییته ی رهبری متشکل از همه ی گروههای مخالف (شامل آقایان موسوی و کروبی و یا مشاوران آنها در شرایط موجود) تاسیس کرد؟ آیا فکر نمیکنید که مردم ایران چه در خارج و چه در داخل به یک رهبری کاملتر که دربرگیرنده ی همه ی اقشار مردم باشد نیاز دارند؟ آیا فکر نمیکنید که در آن صورت تعداد بیشتری مایل به مشارکت در اعتراضات خواهند بود؟ چرا که خواسته های خود را نیز بیان شده میبینند و بنابراین تعداد بیشتری از مردم جنبش را متعلق به خود دانسته و در آن شرکت خواهند کرد و احتمال بیشتری برای اینکه هیچ گروهی دیگران را حذف نکند خواهد بود. آیا فکر میکنید که مردم ما به آن درجه از بلوغ فکری و سیاسی نرسیده اند که رهبری چنین کمییته ای را قبول داشته باشند؟ من فکر میکنم که مردم به آن درجه از بلوغ رسیده اند و امیدوارم که فعالان سیاسی هم رسیده باشند.
من از ابتدای شروع این جنبش همواره در تظاهرات با رنگ سبز شرکت کرده ام و در خانه ام بر روی میزم پرچم سه رنگ شیر و خورشید با نواری سبز بر روی آن قرار دارد، اما نام “جنبش مردمی ایران” به نظر من یک نام زیبا و کاملتری میآید.
امیدوارم برای اظهار نظرهای برخاسته از دلهای نگران و تپنده برای کشور و مردممان جایی از توقف و تفکر داشته بتشید.
ارادتمند شما،
فریبا نیکجو
ببخشید من در بالا در اولین نامه اشتباها در” عده ای از آنها هم به نظر میرسد که از اینکه باگروههایی که از طرفداران جمهوری اسلامی اصلی مورد نظرشان هستند مشاهده شوند ابا دارند” هستند نوشته ام در صورتی که نیستند منظورم بود.